امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

امیرعلی ، دونه برفی

اولین های امیرعلی

بنام خداوند مهربان سلام پسرم یه نگاه به متن پائین بنداز اولین تجربه های زندگیت اینجاست قدم به قدم... بخون جالبه.. اولین هاااااااااااااااااااااا ... اولین باری که تکان خوردنت را در وجودم  احساس کردم  ماه رمضان سال 90 بود و من درحال قرائت قرآن بودم . اولین باری که صدایی از تو شنیدم صدای زیبای ضربان قلب کوچکت بود که در مطب دکتر به گوش من رسید. اولین باری که صدای گریه ات بلند شد  روز شنبه  15/11/90  ساعت 12:15 ظهر مقارن با اذان ظهر بود.  اولین باری که گل خنده بر لبان کوچکت نشست ...      اولین باری که بوس کردن رو یادگرفتی قرآن...
3 دی 1392

21ماهگی امیرعلی

تو اگر دلگیری لحظه ای چشم ببند اندکی اشک بریز و بخوان نام مرا به تو من نزدیکم نام من یزدان است لقبم ایزد پاک تو مرا زمزمه کن … خواهم آمد سویت بی صدا یادم کن یا که فریادم کن که منم منتظر فریادت !     مادر بودن آدم را بهتر می‌کند. هیچ چیز در دنیا نمی‌توانست تا این حد مجبورم کند که بهتر باشم. که بهتر حرف بزنم، کمتر کار بد کنم، مهربان‌تر باشم، خوشحال‌تر باشم، سالم‌تر باشم، خوب‌تر باشم. هیچ چیز در دنیا نمی‌توانست چنین آینه شفافی جلوی رویم بگیرد که ایرادهایم را در آن ببینم ...
21 آبان 1392

محرم 92

    آقا سلام برغزل اشک ماتمت              بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت چندی گذشت در غم هجران اشک تو            پرمی کشید دل به هوای محرّمت آقا سلام ماه محرّم شروع شد آمد بهار زخم دل ما و مرهمت خون می شود دل همه عالم زه قصه ی آن لحظه های آخر و گودال و آن غمت در بین روضه غم دل من را گرفته بود وقتی رسید روضه به انگشت و خاتمت ما بین این همه غم و اشک وفراق وداغ ای زینب آمدم که شوم یار و همدمت زینب چه قدر شکل ...
14 آبان 1392