امیرعلی ، دونه برفی

.

.

این وبلاگ متعلق به پسرگل مامانه . امیر علی من روز شنبه 15 بهمن 1390 ساعت 12:15 ظهر همزمان با اذان ظهر به این دنیا اومد و زندگی من و بابا جونش رو غرق شادی کرد دوسش داریم . دوست داریم . خیلی زیاد .
ایمیل مدیر :

» ماهانی قند و نبات....مامان ایسان
» محمد حسام پسر گل مامان زینب
» محمد صدرا جون - فرشته پرواز
» السا جون
» سپیده
» ساینا جان
» ملیسا هدیه آسمانی
» مدرسه مامانها
» دوفرشته آسمونی
» رادین دردونه
» کنجد مامانی
» برسام تنها دلیل زندگیم
» دخملی شکلک
» اهورا جان - هم شهری
» سجاد
» بردیا جون و مامان پریسا
» محمد کیان
» آیهان جون عشق مامان و بابا
» ترلان دختر زیبای من
» نیکان جون
» روژینا جون -مامان ریحانه (همشهری)
» امیربهدادفرزندی بی نظیر
» عمو علی
» امیرعلی جون
» نازنین زهرا -مامان صفورا
» پسرم امیررضا
» نی نی شکلک
» شکلک حیوانات
» فندق ماعلی و مامان زهرا
» امیریل مامان (امیرحسین)
» الینا و السا ...کوچولوهای من
» هانا جونم و مامانی
» شیرین ترازعسل(ایلیا)
» فندق مامان، حسام کوچولو
» امیرمحمد گل همیشه بهار -مامان بهاره
» شیرینی زندگیم حلما
» مامان پریسا
» دخملی شکلک
» پرهام و مامانش
» نیلو ی عزیزو مامانش
» احسان کوچولو
» مامان گلها(نرگس و نسترن)
» سمیرا -مامان امیررضا
» شایان جونی -مامان الهه
» محمدپارسا و مامان زهرا (همشهری )
» کسری جون-مامان آزاده
» آریسا و آریا-مامان لیلا
» هومان و هورمزد مامان سارا ( همشهری)
» فاطمه سادات و مامان مهدیه (همشهری )
» ابوالفضل جون و مامان الهه (همشهری )
» فرنیای گل
» امیرحسین - مامان عالمه
» تاتی تاتی عسلم- مامان عسل
» امیرمحمد ....عشق مامان و بابا
» شاران عزیز
» فاطمه جونی و مامانش
» نیلوفر ناز -مامان حورا (همشهری )
» فاطمه سادات عزیز- یزد
» محمدو ساقی - مامان مینا (همشهری )
» کارن و مامان رزیتا
» بهداد - مامان سمانه
» محمدرضا - مامان محبوب
» سید فاطمه (همشهری )
» بابا و مامان (فرشته های ناز زندگی )
» روژینا کوچولو و مامان نیلوفر- همشهری
» محمد طه و مامان مرجان . همشهری
» **علی خوش تیپ مامانشه**

آنلاین : 1
بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 12
بازدید هفته گذشته : 276
کل بازدید : 168218


دانلود آهنگ



RSS
POWERED BY
NINIWEBLOG.COM
چهارشنبه 1393/11/01ساعت 8صبح
موضوع :
نویسنده مریم مامان دونه برفی تاریخ ارسال سه شنبه 14 بهمن 1393 در ساعت 9:22

خدایا  مصلحتت را شکر


 امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم
این اشک های من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی...
امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است
وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند
آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر
آغوشش را داشتم

 

برای شادی روح مادر عزیزم

سیده خانم و زائر و عاشق سید و سالار شهیدان

رحم الله من یقرا فاتحة مع صلوات

 

.:: ::.
شروع دوباره ( پایان 95)
موضوع :
نویسنده مریم مامان دونه برفی تاریخ ارسال يکشنبه 22 اسفند 1395 در ساعت 11:42

بنام خداوند مهربان

سلام

به پسرم

به دوستام

و همه اونهایی که این پست رو میبینن

ازآخرین باری که برات نوشتم خیلی میگذره پسرم

تقریبا یک سال و نیمه که آپ نکردم . یعنی  بعد فوت عزیز جونی کم کار شدم و خودم بسیار ضعیف .

الان دیگه تونستم تا حدی خودمم جمع و جور کنم ...

تو این یک سال و نیم اتفاقات زیااادی افتاده . پستیها و بلندیها به وفور بوده و شما...

چقدر بزرگتر و آقاترشدی

میخوام سعی کنم که دوباره بیام اینجا و خاطراتت کودکیتو برات بنویسم . و خوشحالم که هنوز هم نینی وبلاگ هست

با این تفاوت که من خیلی بی حوصله شدم

امیدوارم بتونم با انرژی کار کنم.

 

محبتبوس

تو این عکسها تفاوتها مشخصه

یکی از اخرین پستی که برات گذاشتم یعنی عید قربان 94 و دو تا سال 95

   

                  عید قربان 94                                                                 اردیبهشت  95

و پائیز 95

دوست دارم عزیزم

.:: ::.
عید غدیر امسال
موضوع :
نویسنده مریم مامان دونه برفی تاریخ ارسال يکشنبه 12 مهر 1394 در ساعت 11:55

 

سلام پسرم

عیدت مبارک عزیز دل مادر

میدونی امروز چه روزی بود؟روز عید سیدا

یعنی اونهایی که سید هستند امروز عیدشونه

ما هرسال تو این روز میرفتیم خونه عزیز جون ..چون عزیز مهربون سید بود.

میگن دخترهایی که مادرشون ساداته روزهای جمعه سید میشن.

نمیدونم چرا امسال عید غدیر مقارن شد با روز جمعه

شاید امسال ما مادر نداشتیم که بریم پیشش عوضش خودمون سید بودیم..

.

.

مادر عزیزم

امسال نبودی تا  ته کیسه هامونو به دستهای پربرکتت متبرک کنی و بدی دست ما

دلم نمیومد به دیدار سید دیگه ای برم و اولین ته کیسه رو از کسی غیر خودت بگیرم

اما حضور گرم پدر به  همه مون امید دوباره داد..

مادرم ... به اقتضای مادر بودنت که همیشه به فکر فردای بچه هاشه واسه امسال بچه هات ته کیسه متبرک شده کنار گذاشته بودی و میخواستی بهمون عیدی بدی که مقدر نشد

ولی بابایی صبح روز عید اونو به من داد و من مامور شدم تا بیارم و رو مزار سبزت متبرک کنم و بدم به بچه ها .

برق شادی رو تو چشم همه میدیدم وقتی میگفتم این هدیه امسال مامان بوده..

مادرم عیدت مبارک و روحت شاد .

یادت همیشه در دلمان سبز خواهد ماند...

 

.:: ::.
قربان داریم تا قربان!!!!!!!!
موضوع :
نویسنده مریم مامان دونه برفی تاریخ ارسال يکشنبه 5 مهر 1394 در ساعت 10:35

خدایا پناه برتو

توکلت علی الله.

سلام پسرخوبم . 

مدتهاست که نتونستم وبتو آپ کنم. ولی عید قربان فرصت خوبی بود تا بتونم بیام و برات حرف بزنم.

گرچه قربان داریم تا قربان ... عید قربان 93 با آن همه ابهت و عشق و انگیزه کجا و عید قربان امسال کجا ...

بماند که انسانهای مومن بسیاری قتل عام شدن و نتونستن دوباره به آغوش گرم خانواده برگردن...

و   من که دل  ماندن در خانه بابابزرگ  و نداشتم و برای قربانی به خونه عمو رفتیم...

لینک زیر شاید خیلی چیزهارو برات روشن کنه.

 

http://amirali-90.niniweblog.com/post117.php

 

اما ... تا شقایق هست زندگی باید کرد...حتی اگر  رز  مهربان نباشد.

عید غدیر در راهه . عید سادات ....

خدایا خودم رو به تو واگذار می کنم.

 

 

این هم چند تا از عکسهای شما گل پسر زیبا طینت من./

.

.

.

روز عید قربان .. خونه عمو جون

امیرعلی و گوسفنده فیس تو فیس ..

گرچه هرکدوم هر لحظه یک قدم عقب تر می رفتن..طوری که گوسفنده رفت پشت دیوار قایم شد.متفکر

امیرعلی در حال درست کردن ژله

بدون شرح

ماست خوران  به سبک امیرعلی

 

دوستت دارم تا دنیا دنیاست.

.:: ::.
قراروبلاگی- صمیمانه 2
موضوع :
نویسنده مریم مامان دونه برفی تاریخ ارسال دوشنبه 26 مرداد 1394 در ساعت 13:08


بنام خداوند مهربان

خانه دوست كجاست؟

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت

نشان داد سپيداري و گفت

نرسيده به درخت

كوچه باغي است كه از خواب خدا

سبزتر است ...

سلام پسر قشنگ مامان

امروز با یه خبر خوب اومدم

 یه گردش کوچولوی ویلاگی با دوستهای کوچول موچولی که همشون مثل خودت باعث برقراری یه رابطه سبز قشنگ شده رابطه ای که پاک و زلال وصاف و ساده است

رابطه ای از جنس صمیمیت به اسم صمیمانه .چشمک

ـــــــــــــــــــــــــــــ

بالاخره بعد یکسال قسمت شد بچه ها ی وبلاگی دوباره دور هم جمع بشن .

گرچه خیلی از بچه های پارسال نبودن و نتونستن بیان

ولی چند تا از بچه های باحال اضافه شده بودن که ما تونستیم هم خودشون و هم نی نی های نازشونو زیارت کنیم.

محل قرارمون هم پارک مفاخر رشت بود.

من تا چند روز قبلش خیلی درگیر بودم.

بچه ها یعنی همون مامانهای مهربون و مهربانوهای عزیز زحمت همه چیز رو کشیدن و من هم مهمون بودم اونجا ...ممنون و شرمنده بچه ها

راستی اون روز ماهگرد 47 ماهگی ایلیا جون هم بود و مامان جونیش زحمت کیک رو هم کشیده بود.و بادکنک و فشفشه که شما رو سرگرم کرد....

ولی متاسفانه تمام مسیر تا پارک رو شما خواب بودی و وقتی اونجا رسیدیم بیدار شدی

واسه همین هم خیلی بیحال و کسل بودی و حوصله نداشتی ...این بود که همکاری نمیکردی و عکس درست و حسابی هم ازت ندارم.

ولی ایراد نداره گلم ....مهم اینه که من دووووست دارم ...یه دنیا

 

ادامه ی مطلب ...
.:: ::.
عناوین آخرین مطالب بلاگ من


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 35 صفحه بعد


.:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.